تبلیغات
تانیش یعنی آشنا...
تانیش یعنی آشنا...

چیزی مرا به قسمت بودن نمی برد
از واژه ی دو وجهی تکرار خسته ام

حال من خوب است...
اما تو باور نکن


بیراهه

من پایان این راه را دیدم٬ بار ها. هیچ چیز نیست جز دلتنگی٬

جدایی. پایان این راه چیزی به نام رسیدن وجود نداره٬ من

بارها تا آخر این جاده ی خاکی را رفتم و برگشتم. راحت و شاد

رفتم٬سخت و دلتنگ برگشتم. پس حالا که می دانم ومی دانی

این راه چیزی برای ما ندارد٬با من نیا٬اگر تو با من نباشی پای 

من هم سست می شود. از فکر من٬ از خیال من و از قلب

من برو...



جمعه 16 اردیبهشت 1390 | نظرات ()



چیزی مرا به قسمت بودن نمی برد
از واژه ی دو وجهی تکرار خسته ام

حال من خوب است...
اما تو باور نکن


تانیش

اسفند 1390
بهمن 1390
آذر 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390

لالایی
تمام تو، تمام من
نارفیقی
رسم عاشق کشی
آدم که دانشجو بشه...
مناجات
دعا
اوراق
تنهایی
دروغ
فراموشی
دو رود موازی
کسی قرار است که بیاید...
نوزده سالگی
غمگینم

سایه روشن
ستایا
علی را عدلش کشت
دیدار
سایه تنهایی
تنهایی های یک رویا
شب های پرسه در ماه

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد

RSS 2.0